لحن تلخ انتظار
از لحن سرد انتظار
به تو، شکایت می کنم
من
پشت روزهای دوری و فراق
قطره قطره می چکم و به دوری ات ، عادت می کنم
سرفراز
مغرور و سرمست
در دشت لحظه ها ایستاده ای
و من
از پشت ثانیه ها
به فصل گریه پناه می برم
چه مظلومانه دلتنگ می شوم
چه صبورانه دلتنگ می شوی
بغض
تنها هم خانه این روزهای ما
دوباره شکسته می شود
صدای هق هق و گریه
نبودنت ، چرا؟
دوباره شکوه
دلم ، در این گیرودار، بیشتر دلبسته می شود
شوق خواندن سطر سطر جای داستانت
ذوق کودکانه باز کردن جعبه های رنگی
صبح و شنیدن آهنگ دوست دارمت
این ها
دارایی من است
برای آمدنت که هیچ
برای بدرقه ات
آری، رنگین کمان می میرد.
http://www.shereno.com