تبليغاتX
برف






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



رسم تقدیر

 

غنچه خندید ولی باغ به این خنده گریست

غنچه آنروز ندانست که این گریه ز چیست

 

باغ پر گل شد و هر غنچه به گل شد تبدیل

گریه باغ فزونتر شد و چون ابر گریست

 

 با غبان آمد و یک یک همه گلها را چید

گفت پژمردگیش را نتوانم نگریست

 

 من اگر از روی هر شاخه نچینم گل را

چه به گلدان و چه گلزار دگر عمرش فانیست

 

 همه محکوم به مرگند چه انسان و گیاه

این چنین است همه کار جهان تا باقیست

 

 گریه باغ از آن بود که او می دانست

غنچه گر گل بشود هستی او گردد نیست

 

 رسم تقدیر چنین است و چنین خواهد بود

می رود عمر ولی خنده به لب باید زیست

 


زندگي مثل يه جاده است ،

 من و تو مسافراشيم ،

قدر لحظه ها رو بدونيم ،

ممکنه فردا نباشيم.

life is a road and you are its passengers so 
be careful about the value of your times
maybe you wont be in the road tomorrow


نويسنده: دونه برف مورخ: پنجشنبه دوم خرداد 1387 در ساعت: 23:30
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir