صدای پای برف
سوال کرد: که چرا دیر کرده است ؟ نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟ خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تاخیر کرده است گفتم: هوا امروز سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است خندید به سادگی ام ، آینه و گفت: احساسات تو را زنجیر کرده است گفتم: از عشق من چنین سخن مگوی گفت: خوابی ،سال هاست که دیر کرده است در آینه به خود نگاه میکنم ، آه عشق او عجب مرا پیر کرده است راست گفت آینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است
اي همنشين بيستون بيا ببين كه سالها... نشسته ام به پاي عشق شيشه اي و بي صدا شكسته ام در انتظار تيشه اي... تقدیم به آنکه آفتاب مهرش در آستان قلبم همچنان پا برجاست و هرگز غروب نخواهد کرد... خوش به حال غنچه هاي نيمه باز بوي باران، بوي سبزه، بوي خاک شاخههاي شسته، باران خورده، پاک آسمان آبي و ابر سپيد برگهاي سبز بيد عطر نرگس، رقص باد نغمه شوق پرستوهاي شاد خلوت گرم کبوترهاي مست نرم نرمک مي رسد اينک بهار خوش به حال روزگار خوش به حال چشمه ها و دشتها خوش به حال دانهها و سبزهها خوش به حال غنچههاي نيمهباز خوش به حال دختر ميخک که مي خندد به ناز خوش به حال جام لبريز از شراب خوش به حال آفتاب اي دل من گرچه در اين روزگار جامه رنگين نمي پوشي بکام باده رنگين نمي بيني به جام نقل و سبزه در ميان سفره نيست جامت از آن مي که مي بايد تهي است اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب اي دريغ از ما اگر کامي نگيريم از بهار گر نکوبي شيشه غم را به سنگ هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ مشیری
![]()

من به او خنديدم
کمي آزرده و حيرت زده گفت
روي ديوار و درختان ديدم
باز هم خنديدم
گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه
پنج وارونه به مينو ميداد
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم
بعدها وقتي غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بي گمان مي فهمي
- پنج وارونه چه معنا دارد ![]()

![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

