تبليغاتX
برف
برف

صدای پای برف

 

سال ۲۵۶۷ شاهنشاهی و ۱۳۸۷ خورشیدی خجسته باد.

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 22:27 توسط دونه برف| |

  

 

از گل فروش، لاله رخی، لاله می خرید.

می گفت :

« بی تبسم گل، خانه بی صفاست.»

گفتم :

« صفای خانه، کفایت نمی کند،

باید صفای روح بیابی، که کیمیاست.»

خوب است، ای کسی که به گلزار زندگی

روی تو، همچو لاله، صفابخش و دلرباست؛

روح تو نیز چون رخ تو، با صفا بود

تا بنگری که خانه ی تو خانه ی خداست.

 

فریدون مشیری

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 22:0 توسط دونه برف| |

 

امشب فقط به یاد تو و به خاطر تو بیدار می مانم تا به هنگامه صبح تو را غرق بوسه کنم.

تقدیم به وبلاگ نیمه اسفند

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 1:12 توسط دونه برف| |

امشب از آسمان دیده تو

روی شعرم ستاره می بارد

در زمستان دشت کاغذها

پنجه هایم جرقه می کارد

شعر دیوانه تب آلودم

شرمگین از شیار خواهش ها

پیکرش را دوباره می سوزد

عطش جاودان آتش ها

 

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

 

از سیاهی چرا هراسیدن

شب پر از قطره های الماس است

آنچه از شب به جای می ماند

عطر خواب آور گل یاس است

 

آه بگذار گم شوم در تو

کس نیابد دگر نشانه من

روح سوزان و آه مرطوبت

بوزد بر تن ترانه من

 

آه بگذار زین دریچه باز

خفته بر بال گرم رویاها

همره روزها سفر گیرم

بگریزم ز مرز دنیاها

 

دانی از زندگی چه می خواهم

من تو باشم..... تو......پای تا سر تو

زندگی گر هزار باره بود

بار دیگر تو.......بار دیگر تو

 

آن چه در من نهفته دریایی است

کی توان نهفتنم باشد

با تو زین سهمگینی طوفان

کاش یارای گفتنم باشد

 

بس که لبریزم از تو می خواهم

بروم در میان صحراها

سر بسایم به سنگ کوهستان

تن بکوبم به موج دریاها

 

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست.

 

تقدیم به معبود قلبم که ترانه عشقش چشمانم را به لطافت زندگی گشود.

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 21:25 توسط دونه برف| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


كد ماوس