وقتی که روح اندوهگین می شود این حزن و اندوه در نتیجه عشق است
وقتی آن موجود دوست داشتنی که انسان وجود جهان را وابسته به او می دادند از نظر غایب شود قلب انسان خلا را احساس می کند درست است که معبود خیالی ما چون پروردگار جلوه می کند اگر پدر اولیه انسان خلقت بشر را برای روح وروح را برای عشق می ساخت خداوند از این طرز خلقت که به دست خودش انجام شده حسادت می ورزید.
خداوندپشت همه چیز قرار دارد و همه چیز را پنهان می کند. چیزها در نظر ما تاریک و هیکل ها مبهم جلوه می کنند اما وقتی به کسی عشق پیدا کردید همه چیز شفاف و روشن می شود .
بیشتر افکار انسانی حالت تمنا و دعا دارد لحظاتی در زندگی انسانهست که بدن هر وضعی را به خود گرفته باشد روح در حال دعا و مناجات است.
عشاقی که از هم جدا می شوند با بسیاری از فرضیات واهی در مورد غیبت معشوقه خود را فریب می دهند و این افکار در نظر آنها جزء چیزهای حقیقی است از ملاقات عشاق جلوگیری می کنند و نمی گذارند به هم نامه بنویسند اما آنها هزاران وسیله برای تماس گرفتن با هم به دست می آورند
آینده به قلبها بیشتر از ارواح تعلق دارد محبت تنها چیزیست که می تواند ابدیت را اشغال و لبریز نماید ابدیت برای چیزهای فنا نشدنی است .
عشق همانند روح است طبیعت عشق با روح یکسان است عشق مانند روح مقدس و جرقه دارد و محسوس نشدنی و نامرئی و فنا نشدنی است عشق مانند آتشی است که در ما وجود دارد که فنا ناپذیر و ابدی است و هیچ چیز نمی تواند آن را محدود کند یا آتش آن را خاموش سازد.
موجودات این آتش را تا اعماق استخوانهای خود حس می کنند و می بینند که تا به آسمان روشنایی دارد.
ما هر چه باشیم موجودی هستیم که نفس می کشیم اگر از این محروم شویم چیزی از ما کم شده است و خفه می شویم و آنوقت است که انسان می میرد مردن از فقدان عشق شدیدترین حالت خفگی است .
اگر شما سنگ هستید آهن ربا باشید یا اگر گیاه هستید حساس باشید و اگر بشر هستید عاشق باشید.
برای عشاق هیچ چیز کفایت نمی کند اگر سعادتمند باشند بهشت رامی خواهند و اگر به بهشت برسند آرزوی صعود به آسمان را می کنند.
اگر در جهان کسی برای دوست داشتن وجود نداشت آفتاب جهان تاب خاموش می شد.